عکس‌ها و اخبار ورزش لرستان

این وبلاگ در سال 1383 با هدف حمایت از ورزش و ورزشکاران لرستان ایجاد شده است

ماجرای ناصر میرزایی و آزمون مسئولین لرستان
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

جمعه 19 مهر 1387 در ورزشگاه تختی خرم‌آباد نظاره‌گر رقابت تیم‌های کوثر لرستان و همای تهران هستیم. دقیقه‌ی نوزدهم بازی است و با وجودی که تیم کوثر هنوز موفق به ثمر رساندن گلی نشده، تشویق هواداران حاضر بر روی سکوها موجی از هیجان را در ورزشگاه پیر خرم‌آباد بر پا می‌دارد: مهرداد اسماعیلی مهاجم گل‌زن فجر خرم‌آباد و فوتبال لرستان، ویلچر استاد ناصر میرزایی را حمل می‌کند و تماشاگران خونگرم را به جوش و خروش وا می‌دارد. میرزایی کنار زمین بازی به تماشای تکه‌های خاطراتش می‌نشیند. رقابت تیم محبوب شهر زادگاهش(کوثر) در برابر تیمی که روزگاری در آن توپ می‌زده است(هما). 

در همین زمان عبدالله باعزم داور خوش‌نام و بین‌المللی فوتبال بروجرد و لرستان که به عنوان مشاور مدیر عامل تیم کوثر در خرم‌آباد حضور دارد، ناباورانه ناصر را می‌نگرد و به سوی او رفته و بر پاهایش که روزی استواری آن‌ها مایه‌ی مباهات دیار افلاک بود و اکنون رکاب ویلچر جایگاه آن‌هاست، بوسه‌ای خاضعانه می‌زند و سیل اشک از دیدگانش جاری می‌شود! کسی چه می‌داند؟! شاید باعزم به فردای خویش و سایر پیشکسوتان لرستان می‌اندیشد و بر آن روز نیامده می‌گرید...

بین دو نیمه است و تعداد مسئولین در ورزشگاه در حال افزایش! برخی از آن‌ها برای حمایت آمده‌اند، گروهی برای نظارت و چند نفری هم برای خودنمایی! آن‌ها که نیامده‌اند خیال خودشان و دیگران را در باب لاقید بودنشان راحت نموده‌اند، چرا که ممکن است پی‌آمد حضور در چنین مکان‌هایی برای آن‌ها ایجاد تعهد و دردسر باشد!

آقای استاندار هم بین دو نمیه آمد. در بدو ورود با مسئولین خوش و بش می‌کند. در آن انتها، چشمش به ناصر میرزایی هم می‌افتد که با چشمانی کم‌فروغ اما با ابهت به او می‌نگرد و خموش و آرام کنار زمین نشسته است. آقای استاندار نمی‌تواند امتداد نگاهش را منحرف کند و ناچار به سمت ناصر می‌رود و با او دیده‌بوسی می‌کند. همکاران خبرنگار، تند و تند مشغول عکس ‌گرفتن از این صحنه هستند. سپس آقای دکتر پا پس می‌کشد و به جمع مدیران حاضر می‌پیوندد.

 

 

یکی از دوستان حاضر در گوشم نجوا می‌کند: گویا ناصر را با یک جانباز اشتباه گرفته است، در غیر این صورت اگر او را می‌شناخت، جویای روند درمانش  می‌شد و سریع راهش را به سوی فرماندار و مدیر کل تربیت‌بدنی استان کج نمی‌کرد!

سهم ناصر مطابق معمول یک رفع تکلیف همیشگی یا شاید هم یک نمایش تبلیغاتی بود!

سر من از ناله‌ی من دور نیست   لیک، چشم و گوش بعضی را آن نور نیست!

باد خنک پاییزی ورزشگاه که گونه‌هایم را نوازش می‌دهد، پیام‌آور سایر دلشکستگان دیارم چون رضا سقایی است که: ای جماعت! با افتخارآفرینان و بزرگانتان این گونه رفتار نکنید و آن‌ها را تنها مگذارید!

آهی سرد را بدرقه‌ی این نسیم خنک می‌کنم و رو به آسمان آبی خرم‌آباد کرده و می‌گویم: خداوندا! شاکرم که مرا مدیر و مسئول قرار ندادی! چرا که در آن دنیا، علاوه بر خویش، باید حساب هزاران نفر دیگر که بر گردنشان حق مسئولیت داشته‌ام را هم پس بدهم...

مگر نه این است که این پست‌ و مقام‌ها برای خدمت و پاسخ‌گویی ایجاد شده‌اند؟ بهانه قرار دادن این مسئله که مشخص بودن حیطه‌ی وظایف کاری و اداری و گرفتار بودن مسئولین مجالی برای مسائل دیگر باقی نمی‌گذارد، از بهانه‌های مدیران ناکارآمد و ضعیف است... و مِن الناسِ من یعبدُالله علی حرف [بعضی از مردم خدا را فقط با زبان عبادت می‌کنند] (سوره حج/ 11)

از آن‌جا که اکثر مسئولین دیارمان خویش را به کوچه‌ی علی چپ زده و عدم اطلاع را بهانه می‌نمایند، لذا از طرف جامعه‌ی ورزش لرستان این خواسته‌ی صریح و شفاف جماعت میلیونی ورزش لرستان را به اطلاع آقایان استاندار، مدیر کل تربیت‌بدنی، ریاست دانشگاه علوم پزشکی و سایرین می‌رسانم:

مسئولین باید خدمتگزار و نوکر مردم باشند. این بار دستور نه از سوی مافوق اداری که از سوی مافوق راستین شماها یعنی لرستانی‌ها صادره شده است و عیار مدیریت شما با آن سنجیده خواهد شد. شما آقایان باید هزینه‌های درمانی ناصر میرزایی را تقبل نمایید چرا که وی هزاران برابر بیش از این هزینه‌ها، بر گردن لرستان و لرستانی حق دارد.

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد  زمانه را سندی، دفتری و دیوانی است

امید که خاطر مبارک آزرده نگردد. اگر وظیفه‌ی آقایان پشت میز مسئولیت نشستن است، ما نیز وظیفه داریم پشت کاغذ و قلم بنشینیم و به وظیفه‌مان عمل کنیم!

 

 

 

اندر حکایت حاتم طایی شدن مدیر عامل سپاهان

شنیده بودم سکنه‌ی نصف جهان به خست متهم هستند، لیک آن‌گاه که محمد رضا ساکت مدیر عامل باشگاه سپاهان اصفهان دست در جیب مبارک نمود و دسته چک میلیاردی‌اش را خارج و 500 هزار تومان ناقابل به استاد میرزایی اهدا نمود، ماندم چگونه باور کنم؟!

این عمل جناب ساکت، عکس‌العمل‌های مختلفی از سوی اهالی ورزش و تماشاگران حاضر در ورزشگاه که مشغول تماشای رقابت کوثر لرستان و سپاهان‌نوین بودند در پی داشت. عده‌ای فوراً ذوق‌زده گشته و در بوق و کرنا دمیدند، فلذا شستشان توی چشمشان رفت و دستور روشن کردن بلندگوی ورزشگاه و اعلان اطلاع عمومی را صادر نمودند!

گروهی دیگر به قبایشان برخورد که این بابا با این مبلغ به ما توهین کرده و باید دو برابر روی این پول گذاشت و آن را در جیب جناب ساکت چپاند!

خواستیم به این جماعت عرض کنیم: ساکت هر کاری که کرد، ساکت و آرام کرد و این شما بودید که هم بلندگو را روشن کردید، هم در نشریات استان و سراسر کشور آن را منتشر نمودید. این آقای ساکت که اتفاقاً از آن اصفهانی‌های زرنگ و باهوش تشریف دارند و مدیری لایق هستند، با زبان دسته چک و سکوت به شما آموخت: قدر داشته‌هایتان را بیشتر بدانید و خودتان به فکر سرمایه‌هایتان باشید. شمایی که تا کنون دست در جیب مبارک نکرده‌اید و 100 تومان برای همشهری‌تان هزینه ننموده‌اید، حق ندارید مجیزگوی کسانی باشید که عمل کردن را می‌آموزند. به هر حال ساکت این پول را داد در حالی که وظیفه‌ای در این قبال نداشت، اما شما که هر روز میرزایی را می‌بینید برایش چه کرده‌اید؟!

 

برنامه مسابقات هفته هفتم لیگ دسته یک:

 

چهارشنبه 20/9/87  ساعت 14:00

شیرین فراز-  پیام مخابرات فارس- آزادی- کرمانشاه

آلومینیوم هرمزگان - نیروی زمینی- تختی- بندرعباس

 

پنجشنبه:21/9/87 ساعت 14:00

مقاومت بسیج فارس- استیل آذین- حافظیه-شیراز

گل گهر سیرجان- نساجی مازندران- امام علی- سیرجان

صنعت نفت آبادان- مهرکام پارس- تختی- آبادان

هما تهران- کوثر لرستان- اختصاصی هما- تهران

شهرداری بندرعباس- پتروشیمی-تختی- بندرعباس

شهرداری تبریز- فولاد سپاهان نوین- تختی -تبریز

آلومینیوم اراک- کاوه زنجان- امام خمینی- اراک

مس رفسنجان- داماش لرستان- شهدا نوش آباد- رفسنجان

اتکا گلستان- دیهیم اهواز- آزادی- گرگان

شاهین اهواز- شاهین پارس جنوبی-تختی- اهواز

شموشک نوشهر- ماشین سازی تبریز –شهدا – نوشهر

جمعه 22/9/87  ساعت 14:00

تراکتور سازی تبریز- تربیت یزد- اختصاصی- تبریز

 

داماش هم بدون شکست از مازندران بازگشت

تیم داماش دورود یکشنبه 10 آذر در نوشهر مقابل شموشک نوشهر به تساوی 0–0 رسید تا ضمن کسب اولین امتیاز خارج از خانه، سومین تساوی پیاپی آن هم با نتیجه بدون گل را پشت سر گذارد. نکته حائز اهمیت این که تیم داماش تا کنون در 5 بازی خود موفق به گل زنی نگردیده و مدت 450 دقیقه است که دروازه‌ی حریفان به روی این تیم قفل بوده است!